السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

91

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

قبيل نام نيك ، ياد جاويدان و افتخار ابدى ، كه تا دنيا دنياست براى شخص مىماند ، همه ، فريب است ! انسان با اين حرف‌ها مغرور مىشود و خود را گول مىزند ! علت اين سخنان ، هيجان احساسات و عواطف آدمى است كه شخص تصور مىكند بعد از آن كه مرد و حقيقتش از بين رفت ، حالتى نظير حالت زندگى دارد و « نام نيك » خود را مىفهمد و از آن لذت مىبرد ! و اين ، نيست جز بر اثر اشتباه قوّهء واهمه ! انسانِ مست را ديده‌ايد كه در هنگام هيجان احساسات ، كارهايى مىكند كه در وقت سلامتى عقل انجام نمىدهد ! گذشت مىكند و عِرض و مال و هر چيز گران‌بها و پرارزش را مىبخشد ! اين انسان ، مست است و عقل ندارد ! ولى در عين حال كارهاى خود را جوان‌مردى مىشمارد ، در حالى كه جز جنون و سفاهت چيز ديگرى نيست ! پس ، چنين موانعى كه آدميان براى خود درست كرده‌اند اساسى نيست و مانع انحرافات و لغزش‌ها نمىشود و انسان براى جلوگيرى از لغزش‌ها پناه‌گاهى ندارد كه بدان پناه برد ، غير از « توحيد » كه دربارهء آن سخن گفتيم . و لذا ملاحظه مىكنيد كه اسلام ، اخلاق كريمه را كه جزئى از طريقهء دينى قرار داده ، بر اساس توحيد - كه يكى از شئون توحيد معاد نيز هست - بنيان‌گذارى كرده است كه لازمه‌اش اين است كه انسان در هر حال و هر كجا و هر وقت - اعم از آن‌كه كسى بداند يا نداند ، او را بستاند يا نه ، شخصى او را وادار بكند يا نكند - خود را ملزم به انجام كار خوب و پرهيز از كار بد مىداند ، زيرا معتقد است خداى « عليم » و « حفيظ » با اوست . او بالاى سر هر كسى ايستاده و هر چه بكند مىبيند . « 1 » و روزى پشت سر دارد كه : هر كه هر عملى اعم از خوب يا بد كرده ، پيش روى خود خواهد ديد . « 2 »

--> ( 1 ) . « قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ » رعد ، آيه 33 ( 2 ) . « يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ » آل‌عمران ، آيه 30